16 ماهگی عروسک
سلام عشقم 
فکر کنم هر چی گفتنی بود رو تو پستای قبلی گفتم فقط اومدم بگم
16 ماهگیت مبارک نفسم
اینم عکست:
با لباسی که خاله اعظم جون لطف کردن و برات خریدن(دستشون درد نکنه)

امان از دست تو که اینقده تکون میخوری...!!!!


بعضی از جامانده ها:
گاهی اوقات با فاطمه مسابقه جیغ برگزار میکنین....میرین جلوی آینه یا روی پشتی ها و رو به دیوار، تو جیغ میزنی اون جیغ میزنه؛ماها فکر میکنیم دارین همو اذیت میکنین ولی بعد میبینیم دارین بازی میکنین ولی خوب سرمون رو میخورین
کلا جیغ زیاد میزنی بعضی وقتا که چیزی میخوای به جای اشاره به اون چیز فقط جیغ میزنی
دخترم از همه حالات وضو فقط مسح پا رو یادگرفته ... وقتی دست و صورتش رو میشورم و میزارمش زمین خم میشه و دستش رو به حالت مسح روی پاهاش میکشه
تو کارای خونه هم کم و بیش کمک میکنی مثلا جمع کردن سفره ... یا تشک و بالشتت رو خودت میاری تو اتاق بهم میدی جمعش کنم ...
پیازا رو برمیداری پوستشون رو میکنی رو زمین میریزی بعد باز یکی یکی پوستا رو جمع میکنی و میندازی تو آشغالی یا رو فرش اگه آشغالی دیدی میری آشغالی کوچیک تو حال رو میاری و میندازی توش ولی باز از طرفی میری کل آشغالی رو ، رو زمین خالی میکنی
پا تو دمپایی بزرگترا(مادرجون)میکنی و باهاشون راه میری و هی می افتی
صحبت کردنت زیاد پیشرفتی نداشته ولی کلمه های بده(بیده) و بیا رو بیشتر از ماه قبل به کار میبری
میای لباسم رو از پشت میگیری یا بهم اشاره میکنی لباست رو بگیرم دو دو چی چی بازی کنیم ، دو دو چی چی رو : دو دو تی تی میگی
از صدای حیوونا هم فقط قوقولی قوقو رو : قی قی میگی
دکی رو همچنان : دَ میگی
آب رو بعضی وقتا میگی بعضی وقتا هم بهش اشاره میکنی و نمیگی ...
وقتی یه لباس ازت برمیدارم میگم مال منه با جیغ میگی :مَنه،مینه
کلمه مامان رو هم کامل ادا میکنی میگی : مامان
لا لا رو هم میگی
نقاشی هم که نمیشه گفت کاغذ جلوت میزارم خط خطی میکنی
میسپارمت به خدا فرشته کوچولوی من






16 ماهگی عروسک
